منوی اصلی
آمار بازدید کنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه: 59
بازديدکنندگان امروز: 459
کل بازديدکنندگان: 266872
بازديدکنندگان آنلاين: 7
زمان بارگزاري صفحه: 1.0296 ثانيه
آمادگی برای ازدواج

انسان موجودی است که اجتماعی آفریده شده و همواره نیز اجتماعی زیسته و خواهد زیست. از جمله مهمترین ابعاد و زمینه های تحقق زندگی جمعی و اجتماعی ازدواج میباشد. ازدواج و تشکیل خانواده ماندنی ترین آیین و خانواده همواره پایدارترین نهاد بشری بوده است.
آدمی همچون بسیاری دیگر از آفریده های خداوند از راه همزیستی با جنس دیگر می تواند نسل خویش را حفظ کند.

آمادگی برای ازدواج
بسیاری از مردم بلوغ جسمی را مهمترین معیار برای تشخیص فرا رسیدن زمان ازدواج می دانند. با این وجود بلوغ عقلی، بلوغ عاطفی، بلوغ قانونی و بلوغ اجتماعی همراه با بلوغ اقتصادی عوامل مهمتری هستند که به پایداری ازدواج می انجامند.

1-بلوغ جسمانی :
تا پیش از 12 یا 13 سالگی، کودک موجودی وابسته ، سربار، فاقد مسئولیت پذیری و تعهد ، زودرنج و ناتوان در دوراندیشی و حل عاقلانه مشکلات زندگی است. از حدود 13سالگی است که تا 17 یا 18 سالگی ناگهان رشد بدنی فزاینده ای پیدا می کند. دختر اندامی زنانه می یابد  پسر اندامی مردانه باصدایی بم همراه با رویش مو را در صورت تجربه میکند.

2- بلوغ عقلی :
برای مستقل شدن و ورود به جامعه، فرد باید توانایی های عقلی کافی برای رویارویی با مشکلات زندگی را داشته باشد. به طور معمول، اگر چه  انسان از هنگام تولد می تواند یاد بگیرد و پیوسته بر دانسته های خود می افزاید، اما تنها از حدود 16 سالگی است که آخرین تغییرات در نظام عقلی او به وقوع می پیوند و نوجوان 16 ساله می تواند همچون یک بزرگسال منطقی فکر کند.

3- بلوغ عاطفی :
از حدود 13 سالگی، نوجوان به تدریج خود را در برابر پرسش هایی می بیند که بسیار زیاد و مهم هستند اما نمی تواند برای آنها پاسخی بیاید.نمی داند که واقعاً کیست و چه نقشی در جهان دارد. در بیشتر جوامع از حدود 18 سالگی است که فرد هویتش را می یابد. خودش را می شناسد، علایقش را دریافته و اهدافش را برگزیده است.
افرادی که پیش از شکل گیری هویت اقدام به ازدواج می کنند، پس از ازدواج ممکن است بارها شغلشان را تغییر دهند یا روابطی خارج از حیطه زناشویی با دیگران برقرار سازند. برعکس ، افرادی که پس از بلوغ عاطفی ازدواج می کنند می توانند مسولیت پذیر باشند، نسبت به زندگی متعد باشد، دیگران را دوست داشته باشد و تجارب جدید زندگی را هر چند ناخوشایند بپذیرند و برای آینده از آنها درس بگیرند.

4-بلوغ قانونی :
در اکثریت کشورهای جهان سن قانونی یعنی سنی که فرد می تواند به عنوان یک انسان مستقل در جامعه کار کند، همسر انتخاب کند. خرید و فروش کند و رای دهد و در پایان به عنوان یک انسان جداگانه به رسمیت شناخته شودف 18سالگی است .
سن قانونی تنها یک سن قراردادی است و جوانان ایرانی که هویتشان پس از 18 سالگی شکل می گیرد و هنوز تجارب کافی برای زندگی نیندوخته اند، بهتر است که پس از این سن ازدواج کنند.

5- بلوغ اجتماعی :
آدمی موجودی اجتماعی است که بدون آن نمی تواند زندگی کند و اگر چه می تواند زنده باشد، یک شرط مهم برای استقلال و ورود به جامعه توانایی سازگاری با جامعه است.

6- بلوغ اقتصادی :
تشکیل خانواده و زندگی مستقل وقتی ممکن میشود که خانواده بتواند به تنهایی از راه ایجاد درآمد روی پای خودش بایستد و نیازهایش را برآورده سازد. اگر چه ممکن است والدین بخواهند و بتوانند نیازهای مادی فرزندان متاهلشان را برآورده سازند. اما این دو مشکل جدی ایجاد می کند : یکی این که والدین همیشه و به هر مقدار نمی توانند کمک کنند و طبیعتاً در دراز مدت خانواده دچار عدم تعادل می شود. دیگر اینکه والدینی که به فرزندانشان کمک مالی می کنند اغلب انتظارات بیشتری ازآنها دارند که ممکن است با خواسته های خود و خانواده شاندر تعارض قرار بگیرد .




الگوی یک ازدواج موفق :
الف -  در یک ازدواج موفق زوج دیدگاه روشن و شفافی از فلسفه زندگی به طور کلی در زندگی خانوادگی و دستاوردهای آن به طور اختصاصی داشته ، اهداف آن ها نیز روشن باشد . این جنبه نیروی محرک قوی است که در زوج های موفق و همچنین در زندگی خانوادگی بعدی به چشم می خورد.
ب – ازدواج موفق، ازدواجی است که در آن زوج ها کاملاً از نقاط قوت و ضعف خود، سوگیری ها، علایق و مهارت های خویش، آگاه باشد و این آمادگی را داشته باشند که برای پیشبرد این موارد مجهز شوند و این موارد را در شریک زندگی خود نیز رشد دهند.همچنین ، نه تنها از خویشتن بلکه از شخصیت خاص  همسر و ویژگی های جنسیتی او نیز شناخت کافی به دست آورند .
ج – ازدواج موفق، ازدواجی است که در آن زوج می تواند تعامل و ارتباط بین خانواده و محیط بیرون از خانواده ، یعنی خانواده های یکدیگر، دوستان و آشنایان را به طور کارآمد و با کفایت کنترل و تنظیم نماید.
د- ازدواج موفق، ازدواجی است که در آن زوج ها بتوانند به گونه ای موثر و با کفایت از امکانات خانواده برای دستیابی به اهداف مشترک خانواده استفاده بهینه نمایند  .

شناخت ویژگی های شخصیتی خود و دیگری:
صفات شخصیتی که بیشترین اهمیت را در ثبات زندگی زناشویی دارد می توان چنین بر شمرد. اعتقاد به نفس و احترام به خویشتن ، جراتمندی، ارامش ، سازمان بندی ، انعطاف پذیری، مردم آمیزی، رشد و پختگی عاطفی – هیجانی، احساس رضایت مندی و شادکامی از زندگی .
صفات شخصیتی منفی که بیشترین آسیب پذیری را به زندگی زناشویی وارد می کند عبارتند از: منفی گرایی بیش از حد، وابستگی و نیازمند بودن، کناره گیری و ایجاد فاصله از دیگری، سلطه جویی و قدرت طلبی، عدم ابراز عواطف و احساسات و یا ابراز عواطف منفی .

ازدواج های مختل چه ویژگی هایی دارند:
1.    ارتباط متقابل عاطفی منفی در زوج های نابسامان وجود دارد.
2.    منفی گرایی نسبت به مثبت گرایی بیشتر است.
3.    جریان عاطفی مثبت کمی، وجود دارد.
4.    استفاده کردن، دفاعی عمل کردن، توهین و تحقیر کردن و روابط را به بن بست کشاندن مشاهده می شود.
5.    شواهد بیشتری از الگوهای رفتاری نیازمند در زنان و کناره گیری نیز در مردان، در این زوج های نابسامان دیده میشود.
6.    ارائه اسنادهای منفی و پایدار درباره شریک زندگی و ارائه روایت های منفی درباره ازدواج و شریک زندگی در زوج های نابسامان
7.    برانگیختگی فیزیولوژیک بیشتر در زوجهای نابسامان

دلبستگی و شیوه های دوست داشتن :
دلبستگی نیازی برای بقاء است. در انسان یک رابطه خاصی است که از آغاز تولد بین نوزاد و مراقبت کننده اولیه او که معمولاً مادر است شکل می گیرد. انسان گرایشی دارد که پیوندهای محکمی را با افراد خاصی که انتخاب می کند برقرار سازد .
هنگامی که امنیت دلبستگی مورد تهدید قرار می گیرد، عواطف و هیجانات چون اعتراض و خشم اولین پاسخ به این تهدید است.
شیوه های دلبستگی :
وقتی قرار است افراد روابط نزدیک را پایه ریزی کنند، یکی از سه سبک دلبستگی را انتخاب می کنند:
1.    امن
2.    اجتنابی یا مضطرب
3.    توام با احساس دوگانگی
یک دلبستگی امن مستلزم نگرش های زیراست :
-    برقراری روابط نزدیک با دیگران برای من نبستاً آسان است .
-    از اینکه کسی که با من رابطه نزدیکی برقرار کرده است، تحت شرایطی خاص مجبور شود برای مدتی از من دور باشد و  یا مرا ترک کند، ناراحت نمی شوم.

سبک دلبستگی اجتنابی ، مستلزم نگرش های زیر است :
-    من از نزدیک شدن به دیگران احساس راحتی نمی کنم.
-    من در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارم.
-    وقتی دیگران نسبت به من احساس نزدیکی می کنند عصبی می شوم.
افراد با سبک دلبستگی اجتنابی، عمدتاً کناره گیر هستند و از  دیگران دوری و از برقراری روابط صمیمی و نزدکی امتناع می کنند.

سبک دلبستگی توام با اضطراب / دوگانگی مستلزم نگرش های زیر است :
-    من اغلب درباره اینکه آیا شریک زندگی آینده ام واقعاً مرا دوست داردف نگران هستم.
-    من دوست دارم کاملاً با شریک زندگی خود صمیمی شوم اما این کار باعث دوری و کناره گیری بیشتر او از من می شود .
-    من از اینکه رابطه صمیمانه با او برقرار کنم و بعد او مرا ترک کند، نگران هستم.

اهداف ازدواج :
ازدواج از ضروریات زندگی انسان به شمار می آید و هدف ها ونیازهای بیشماری را تامین می کند. از جمله مهمترین هدف های ازدواج می توان نیل به آرامش و آسایش، تامین نیازهای جنسی ، بقای نسل ، تکمیل و تکامل فردی و اجتماعی ، سلامت و امنیت فردی و اجتماعی و سرانجام تامین نیازهای روانی، اجتماعی در فرد را نام برد.
عشق از سه عنصر اصلی : صمیمت ، هوس و تعهد تشکیل شده است :
صمیمت :  عنصر هیجانی عشق است و عبارت است از احساس نزدیکی به معشوق – افرادی که به هم عشق می ورزند، احساس شخصی یکدیگر را عمیقاً درک کرده و به هم احترام می گذارند، به رفاه و آسایش همه اهمیت می دهند و از معاشرت همدیگر لذت می برند.
هوس : عنصر انگیزشی عشق است و به معنای جذابیت جسمی می باشد.
تعهد : عنصر شناختی عشق را تشکیل می دهد و منظور از آن تصمیم گیری برای ادامه رابطه وماندن در کنار معشوق است.
ناکامی ، تعارض و سازگاری
انسان در طول زندگی خود، برای دست یابی به اهداف و ارزوهایش ، همواره تلاش می کند ، اما گاهی تلاش های او قبل از این که او را به اهداف و آرزوهایش برساندف موانعی برخورد می کند و به عبارتی، با ناکامی مواجه می شود. عواملی که باعث ناکامی افراد می شوند به دو دسته عوامل درونی و عوامل بیرونی تقسیم می شوند. عوامل درونی از خود فرد سرچشمه می گیرند. عوامل بیرنی از محیط نشات میگیرند و شامل عوامل اجتماعی ، مانند مقررات و قوانین و ... می شود.
ناکامی و تعارض حل نشده، غالباً به استرس یا فشار روانی منجر می گردد.


واکنش افراد در مقابل ناکامی و تعارض
1.    پرخاشگری : شایع ترین واکنش در مقابل ناکامی است .ممکن است به صورت مستقیم متوجه علت ناکامی باشد یا به طور غیرمستقیم متوجه شخص یا شی دیگر شود .
2.    بی تفاوتی : گروهی در برابر ناکامی، با بی توجهی یا بی تفاوتی واکنش نشان می دهند. این افراد ممکن است در اثر تجربه هایی یاد بگیرند که تلاش برای برطرف کردن منبع ناکامی بیهوده است بنابراین به جای تلاش یا پرخاشگری بی تفاوت باشد .
3.    ستیز با مشکل : گروهی اعتقاد دارند که اگر مشکلی وجود دارد، باید راهی هم برای حل آن وجود داشته باشد.
4.    عقب نشینی و انصراف : در بعضی مواقع، بهترین و موثرترین راه مقابله با مانع یا مشکل، عقب نشینی و منصرف شدن از هدف خواستنی است.
5.    استفاده از مکانیسم های دفاعی : گاهی افرادی که دچار ناکامی و تعارض شده اند، به جای استفاده از روش آگاهانه ، از روش های ناآگاهانه استفاده می کنندکه به مکانیسم های دفاعی معروف هستند . زمانی به کار گرفته می شوند که فرد نمی تواند تعارض های خود را با شیوه های دیگر رفع نماید . لذا شخصیت او به طور جدی مورد تهدید قرار می گیرد و با توسل به این مکانیسم ها ، موجودیت خود را حفظ می کنند.
6.    سرکوبی
7.    جابه جایی
8.    جبران
9.    دلیل تراشی
10.    بازگشت
11.    تثبیت
12.     انکار
13.    تصعید
14.    سازگاری : هر انسانی در زندگی اجتماعی می بایستی با محیط خودسازگاری داشته باشد و بتوند خود را با محیط تطبیق دهد .
منابع سازگاری موثر :
توانایی افراد در سازگاری موثر ، به شدت ناکامی و تعارض، نوع راهبردها سازگاری مورد استفاده و منابعی که فرد را در اختیار دارد بستگی دارد.
1-    تندرستی و انرژی : ناکای ، تعارض و استرس ایجاد می کنند و استرس نیز به صورت تغییرات فیزیولوژیکی مشخص می شود. مسلماً افراد سالم تر و قوی تر، بهتر می توانند این مرحله را تحمل نمایند تا افراد بیمار و ضعیف .
2-    افکار مثبت : نگرش مثبت نسبت به خود و محیط پیرامون ، در سازگاری موثر ، مفید است . اعتماد به نفس بالا، امیدواری  توکل به خدا، موجب ایجاد نگرش مثبت در فرد می شوند که در نیتجه تحمل آن ها را در برابر ناکامی ها افزایش می دهند .
3-    منبع کنترل درونی : افرادی که از منبع کنترل درونی برخوردار هستند، احساس می کنند که کنترل زیادی بر وقایع زندگی خود دارند و می توانند مسیر زندگی خود تغییر دهند.
4-    مهارت های اجتماعی = افرادی که از مهارت های اجتماعی موثر برخوردار هستند، با دیگران طوری ارتباط برقرار می کنند که بتوانند به حقوق، رضایت خاطر و با انجام وظایف خود در حد معقولی دست یابند، بی آن که حقوق، رضایت خاطر با وظایف دیگران را نادیده بگیرند.
5-    حمایت اجتماعی = افرادی که شبکه اجتماعی قوی تری دارند و در شرایط گرفتاری از کهک آن ها برخوردارند بهتر می توانند با وضعیت به وجود آمده کنار بیایند.
6-    منابع مالی = منابع مالی ، راه های موجود برای برطرف کردن منابع استرس یا کاهش اثرهای استرس را افزایش می دهد . افرادی که از منابع مالی خوبی برخوردار هستند، بهتر می توانند در مواقع ناکامی ، با تغییر دادن هدف یا برداشتن موانع، خود را ازاثرات ناخوشایند استرس رها نمایند.

باورهای نادرست درباره ازدواج :
1.    تصور غلط = ازدواج منافع بیشتری برای مردان دارد تا زنان .
2.    تصور غلط = صاحب فرزند شدن زوج متاهل آنها را به یکدیگر نزدیکتر کرده و میزان خوشبختی زناشویی آن دور افزایش می دهد .
3.    تصور غلط = راه حلهای کامیابی درازمدت در ازدواج، خوش اقبالی و عشق رومانتیک می باشد.
4.    تصور غلط = هر مقدار زن تحصیل کرده تر باشد، احتمال آنکه وی ازدواج کند کمتر است.
تقسیم وظایف و ارتباط با همسر :
یکی از اهداف تشکیل زندگی تقسیم وظایف برای دستیابی به رفاه و امکانات بیشتر است. خانواده ای که در آن یکی کار می کند و دیگران بهره می برند خانواده ای نابسامان است که در آینده دچار مشکل خواهند شد. تقسیم وظایف به معنای ترسیم خط باریک برای جدا کردن و قانونی کردن امور نیست چرا که زندگی خانوادگی تنها با گذشت و مهر ات که رضایت بخش خواهد بود . بلکه در واقع، به معنای روشن شدن وضع هرکس ومشخص شدن فرد پاسخ گو در برابر آن وظیفه است.
بسیاری از اختلالات که بین زن و شوهر رخ می دهد و ریشه در نامعین بودن وظایف دارد.
چگونگی ارتباط با همسر :
هشت نوع ارتباط نادرست و مخرب که موجب دور شدن همسرتان از شما می شود و تمایل او به رفع مشکلات را کمتر می کند.
1.    تهدید واتمام حجت
2.    پیش کشیدن گذشته
3.    حمله و توهین به شخیصت یکدیگر
4.    تحقیر نظر دیگری
5.    دام احساس گناه
6.    عوض کردن بحث
7.    عدم درگیری هیجانی
8.    خیط کردن

تهدید و اتمام حجت :
تهدید و اتمام حجت ، تدابیر مزبوحانه ای هستند که طرف مقابل را مجبور به تسلیم شدن می کنند. اکثر انسان ها وقتی گیر می افتند و به بن بست می رسند، یا در صدد انتقام بر می آیند یا از دستورات کسی که آنها را تهدید می کند سرپیچی می کنند . در ضمن معمولاً در برابر تهدیدها و اتمام حجت ها تسلیم نمی شوند و حتی ممکن است بیش از پیش متقاعد شوند که نباید تهدیدهای همسر خود را جدی بگیرند.

پیش کشیدن گذشته ها :
مطرح کردن گذشته ها کمک چندانی به حل مشکلات نمی کند . در واقع وقتی مسائل قدیمی را پیش می کشید، قصد متهم کردن همسر خود را دارید و می خواهید او را در دام احساس گناه بیندازید تا در برابر خواسته های شما تسلیم شود. این تدبیر در اکثر مواقع نتیجه ای جز تشدید اختلافات ، عصبانیت و ناراحتی ندارد.

حمله و توهین به شخصیت یکدیگر :
وقتی با کلمات و دشنام هایی مثل بدبخت، بیچاره یا بی سرو پا به شخصیت طرف مقابل حمله می کنید، روی نقطه ضعف او انگشت گذاشته اید. با این کار سعی می کنید با لحنی پرخاشگرانه احساسات همسرتان را جریحه دار کرده و او را تحقیر کنید.

تحقیر نظر دیگری :
با تحقیر نقطه نظر همسرتان در واقع این پیام را می دهید که « تو واقعاً نمی دانی چه میگویی » یا « نظر تو به اندازه نظر من مهم نیست» اگر دیگران نظر شما را دو مسخره کنند چه احساسی پیدا می کنید؟

دام احساس گناه :
یکی از تخریب ترین و بی ثمرترین شیوه های فریب این است که همسرتان را در دام احساس گناه بیندازید. راستی چرا، چون رفتاری که همسرتان از سر احساس گناه انجام می دهد محصول زور و اجبار شما است نه تمایل او.

عوض کردن بحث :
برای حل اختلاف باید به بحث اصلی بچسبید . اگر شما و همسرتان مدام بحث را عوض کنید برای مثال مسائل جدید یا گذشته را پیش بکشید ، عاقبت با اختلافات و تنش های حل نشده رو به رو خواهی شد. وقتی احساس کردید از موضوع اصلی بحث دور شده اید بحث را متوقف کنید و دوباره سراغ اصل مطلب بروید . پس از حل آن به سراغ اختلاف بعدی بروید.

عدم درگیری هیجانی :
در این مواقع گرچه هنوز داخل اتاق نشسته اید و ظاهراً حرف های همسرتان را گوش می دهید اما حواستان های دیگر است . البته همسرتان از نگاه شما می فهمد نسبت به نظر او بی اعتنا و بی تفاوت هستید.

خیط کردن :
خیط کردن عبارت است از زخم زبان و اعمال ناشایستی که برای اثبات یک چیز یا تحقیر همسرتان بکار می برید . خیط کردن معمولاً حملات متقابل و تدافعی همسر را در پی دارد و به جر و بحث های بی فایده منتهی می شود.


اصول ارتباط جاذب و روشن :
1.    نسبت به نقطه نظر همسرتان ابراز علاقه کرده و به نقطه نظر او توجه کنید. حتی وقتی از دست همسرتان عصبانی هستید باید برخوردتان مثبت باشد . برای آنکه جو مثبتی فراهم کنید قبل از هر چیز باید در برخورد با مسئله آشفته نشوید.
2.    به نقطه نظرهای همسرتان فعالانه گوش بدهید، با گوش دادن فعالانه می توانید اطلاعات مهمی از همسرتان بگیرید و به کمک آن اطلاعات خودتان را تغییر دهید و راه حل های عاقلانه ای برای مشکلات زناشویی خود پیدا کنید . مردان و زنانی که نمی توانند به حرف های دیگران گوش بدهند، اطرافیان خود را ناراحت می کنند چون آنها را در معرض سیلاب عقاید و سخنان خود قرار می دهند.
3.    تاکید بر کلمه «من» :
حملاتی که در آن از کلمه من استفاده می شود، توجه طرف مقابل را جلب می کند و احتمالاً از شدت جر و بحث ها، تدافعات و حملات متقابلی که سرزنش به دنبال دارند (یعنی جملاتی که با کلمه تو شروع می شوند، می کاهند. اظهاراتی که با «من» شروع می شوند، همسرتان کمک می کنند به طرز فکر و احساس شما در مورد مسائل و رفتارهای زننده و غیرمسئولانه پی ببرد و بفهمد تحمل چه چیزی را دارید و تحمل چه چیزی را ندارید.
4.    سوالات روشن کننده بپرسید :
وقتی با همسرتان در مورد مسئله ی حرف می زنید نباید چیزی را ناگفته و در ابهام بگذارید . همسرتان از اظهارنظرهای مبهم و نامشخص شما به عنوان مجالی برای فرار از تغییر استفاده می کند. در ضمن اظهارنظرهای مبهم گاهی موجب اختلافات بعدی می شوند زیرا شما و همسرتان واقعاً نفهمیده اید درباره چه چیزی به توافق رسیده اند .
5.    نقطه نظر همسرتان را شروع کنید :
برای اینکه شما و همسرتان مطمئن شوید منظور یکدیگر را فهمیده اید باید گاهی اوقات نظرات یکدیگر را تشریح کنید و مطمئن شوید نقطه نظر یکدیگر را دوست فهمیده اید. برخی از جملاتی که برای شروع تشریح مسائل می توانید استفاده کنید عبارتند از :
اجازه بده ببینم درست فهمیده ام . می خواهی بگویی ... » پس منظورت این است که ...)
6.    وقتی مشغول حرف زدن به همسرتان هستید به او بازخورد بدهید .
هیچ کس دوست ندارد با یک آدم بی اعتنا و بی ملاحظه صحبت کند . وقتی با همسرتان می زنید مشغول صحبت است به او نگاه کرده و با جملات کوتاهی مثل می فهم « صحیح » و ... حرف های او را تایید کنید .
7.    رو راست باشید :
سعی کنید نظر خود را خیلی موجز و مودبانه، البته با قاطعیت ( بدون پرخاشگری ) بیان کنید. از این شاخه به آن شاخه نپرید و جزییات نامربوط را قلم بگیرند. چون سردرگم می شوید و نمی توانید مشکل خود را حل کنید .
8.    با نقطه نظر همسرتان همدلی کنید :
همدلی یعنی اینکه دنبا را از دریچه چشم دیگران بینیم. به عبارت دیگر با همدلی می توانید مسائل را همانطور که دیگران می بینند و احساس می کنند، ببینید و احساس کنید. فنون کاهش اختلاف در جریان بحث ها .
روش حل اختلاف :
روش حل اختلاف زیر بسیار آسان است . پنج مرحله این روش عبارتند از :
1.    تشریح دقیق مسئله
2.    مطرح کردن راه حل های ممکن
3.    انتخاب معقول ترین راه حل
4.    ازمودن راه حل موردنظر
5.    بررسی کارآیی و موثر بودن آن راه حل

تشریح دقیق مسئله :
در آغاز مذاکره بهتر است مسئله را به دقت تشریح کنید .برخی از مسائل رایج زن و شوهر ها عبارتند از: با هم بودن، تنظیم دخل و خرج، مرتب کردن خانه، تربیت بچه ها و ...   مشکل شما هر چه باشد باید آن را به دقت تشریح کنید و در آغاز مذاکره به همسرتان تفهیم کنید قرار است کدام مسئله را حل کنید.
انتخاب یک راه حل:
در این مرحله، انتخاب راه حلی است که شما و همسرتان بیشترین توافق را بر سر آن دارید. هر راه حلی که بر سر آن به توافق رسیدید(چه شما درآن برنده شده باشید چه بازنده یا بر سر آن مصالحه کرده باشید، باید مشتاقانه و با دقت از آن حمایت کنید .
اجرای راه حل :
عبارت است، صحبت کردن بر سر اینکه چه کسی چه کاری انجام بدهد و چه موقع. در این مرحله می توانید جزئیات راه حل موردنظر را یادداشت کنید تا بدانید هر یک از شما برای اجرای آن باید چه کار کنید . در این راه باید جدیت و سختکوشی به خرج دهیدو صبور باشید . ضمناً باید راه حل موردنظر را عملی کنید.
ارزیابی تاثیر راه حل :
پس از انتخاب راه حل و توافق بر سر جزئیات اجرای آن ، ببیند آیا شما و همسرتان از آن راه حل راحتی هستید. با مرور می توانید زمینه سنجش تاثیرگذاری آن راه حل را فراهم آورید و در صورت لزوم برخی از سنجش های آن را جرح و تعدیل کرده یا راه حل دیگری پیدا کنید.


مقایسه بین زنان و مردان
1 – تمایلات جنسی : برخی از زنان بر این باورند که مردان پیوسته به رابطه جنسی می اندیشید. بر پایه پژوهشها مردان نه پیوسته اما بسیاری از اوقات می توانند چنین باشد به هر حال از زنان باید آگاه باشد که این یکی از ویژگی های زیست شناختی مردان است.
انگیزشی دیداری نقش مهمی در تهییج جنسی مردان ایفا می کند . مردان از لحاظ جسمی موجوداتی دیداری هستند یعنی از راه دیدن بیشتر و زودتر برانگیخته می شوند . اما زنان بیشتر از آن که با نگاه کردن و یا لمس کردن از لحاظ جنسی برانگیخته گردند، نسبت به کلام و واژه ها و لحن صدا از خود واکنش نشان داده و برانگیخته می گردند . عدم آگاهی نسبت به این تفاوت بارز میان دو جنس می تواند برای زنان و مردان مشکل ساز باشد.
-    تخیلات نیز نقش بسیار قدرتمندی در تهییج جنسی مردان ایفا می کند.این بدان معناست که مردان بسیار در مورد رابطه جنسی خیال پردازی می کند .
-    مردان و زنان در سطح انرژی و تمایلات جنسی نیز با یکدیگر تفاوت دارند. میل جنسی زنان شدیداً به بخش احساسی و عاطفی مغزشان مرتبط است . میل جنسی مردان کمتر وابسته به احساسات است. این تفاوت نیز می تواند تنش جنسی بزرگی را میان زنان و مردان پدید آورد. اما این نیز یک تمایز زیست شناختی است .

2- روانشناختی :
تفکر غالب در مردان : جدایی ( استقلال) ، موفقیت ، شغل و در زنان وابستگی ( تعلق) گفتگو و رابطه است.
مردان بیشتر منطقی، تحلیل کننده و خردگرا هستند زنان بیشتر خلاق، کل نگر و احساساتی .
مردان نصیحت زنان را به منزله عدم کفایت و شایستگی خود قلمداد  میکنند.

۱۶ نکته طلایی برای داشتن یک زندگی مشترک موفق
وقتی ازدواج می کنید، بزرگترین قرار زندگیتان را با شریکتان می گذارید و باید تلاش کنید که به این قول و قرار پایبند باشید. اما با اینکه همه می دانند این وفاداری چقدر اهمیت دارد، بهانه بیشتر جدایی ها بی وفایی، خیانت و بی بند و باری است. یک ازدواج ممکن است با انواع مشکلات و سرسختی ها و مخالفت های دیگران به دست آمده باشد اما با اشتباهات کوچک،کنجکاوی های بی مورد و وسوسه های ساده از دست برود.هرچقدر درک شما از رابطه بالاتر باشد، اشتباهات کمتری خواهید داشت کافی است چیزهای بیشتری دربارة یک رابطة سالم بدانید:
۱ـ به هم اطمینان داشته باشید: زمانی که به یکدیگر قولی می دهید، باید تلاش کنید که به آن پایبند باشید و هم زمان باید سعی کنید به هم اطمینان داشته باشید.بی اعتمادی و شکایت باعث نمی شود که همسرتان را بیشتر کنترل کنید. این روحیه می تواند به رابطه صدمه بزند. شما باید مرزها و محدودیت هایتان را مشخص کنید و تا زمانی که همسرتان از آن مرزها تجاوز نکرده است به او اطمینان کامل داشته باشید. با این روش و با گذشت زمان می توانید نسبت به یکدیگر با اطمینان بیشتری رفتار کنید.البته محدودیت های شما نباید چیزهایی غیرمعقول و غیر منطقی باشند.
۲ـ بپذیرید که دیگر مجرد نیستید. ممکن است بعد از ازدواج دیگر نتوانید هر زمان و هر جور که می خواهید رابطه هایتان را مدیریت کنید و این ممکن است برای شما راحت نباشد. شما بعد از ازدواج مسئولیت هایی نسبت به همسرتان دارید، هر چه زودتر این موضوع را قبول کنید، بحث و جدل های کمتری را تجربه خواهید کرد. اگر شما طوری رفتار کنید که گویا آزاد هستید و هر کاری که می خواهید انجام بدهید و ادعا کنید نباید به کسی حساب پس دهید به زودی به دوران مجردی بازخواهید گشت. به جای آن می توانید به خودتان عشقی را که نسبت به همسرتان داریدو محبتی که او نسبت به شما دارد را یادآوری کنید و به پیمانی که با هم بسته اید اهمیت بدهید. مثلا:
اگر با همسرتان در مورد موضوعی به توافق رسیده اید نباید آن را تغییر بدهید. اگر قرار است تغییری ایجاد کنید باید دربارة آن با همسرتان حرف بزنید و او را در جریان موضوع قرار دهید. نباید خودسرانه کاری بکنید و همسرتان ناراحت و یا نگران کنید.
باید بیاموزید که شما به عنوان یک تیم باید مواردی را قربانی رابطه تان کنید.اگر همسرتان بتواند روی شما حساب کند، می توانید به یکدیگر نزدیک شوید.
۳ـ باورکنید که همسرتان نمی خواهد محدودتان کند. اگر شما نمی خواستید که کسی نگران شما باشد و یا در مقابل کسی مسئول باشید نباید ازدواج می کردید.
۴ـ حلقه ازدواجتان را همیشه دست کنید. در دست داشتن حلقه نشانه ای است برای کسانی که شما را از نزدیک نمی شنـــــاسند و بسیاری از سو تفاهم ها را رفع می کند.
۵ـ صمیمیت بیشتری در رابطه ایجاد کنید. شما می توانید در رابطة زناشویی صمیمیت بیشتری داشته باشید.به آن به عنوان یک وظیفه و یا رفع نیاز نگاه نکنید. اگر شما و یا همسرتان در این مورد مشکلی دارید دربارة این مشکل باهم صحبت کنید.
۶ـ وقتی مشکلی وجود ندارد، خودتان مشکل تراشی نکنید. کار اشتباهی است که همسرتان را در موقعیتی آزار دهنده قرار دهید تا عکس العمل او را بررسی کنید. برای این که بفهمید همسرتان چه حرفهایی می زند و یا چه عکس العملی دارد با او دعوا نکنید.
۷ـ اگر در ارتباط هایتان با کسی آشنا شده اید که به شما ابراز علاقه کرد حتی اگر آن شخص برای شما جذاب است در رفتار ظاهریتان تغییری ندهید و به وضوح به او پاسخ منفی بدهید.به او بگویید که شما از ازدواجتان کاملاً راضی هستید و سعی کنید کمتر آن شخص را ببینید.
این کاملاً طبیعی است که افرادی غیر ازهمسرتان به شما علاقه مندی نشان بدهند. اما نباید خودتان را در موقعیتی قرار بدهید که آن افراد را بیشتر ببینید و یا با آنها تنها باشید.کنجکاوی در این زمینه ها دردسرساز است.ممکن است برای خودتان جالب باشد که بفهمید هنوز هم دیگران به شما علاقمند هستند. ممکن است هدف شما ایجاد یک رابطة عاشقانه نباشدو فقط از روی کنجکاوی به فردی نزدیک شوید.دردسرها از همین جا آغاز می شوند. اخلاقیات را جدی بگیرید و پایبند باشید.
۸ـ سعی کنید همراه همسرتان باشید. اگر فکر می کنید در موقعیت های حساس قرار می گیرید و شخصی که به شما ابراز علاقه کرده است را خواهید دید،سعی کنید همراه همسرتان باشید. این کار باعث می شود همه چیز به خوبی پیش برود.
۹ـ اگر در موقعیتی قرار گرفتید که برای شما موقعیت بدی ایجاد می کند، آن را ترک کنید. مهم نیست که جمع دوستان باشد و یا جمع کاری. اگر وسوسه می شوید بهترین کار این است که آن موقعیت را بدون معطلی ترک کنید. وقتی این موضوع در موقعیت کاری پیش آمد شما باید حتی تغییر شغل و یا تقاضای انتقالی را نیز در نظر داشته باشید، چون هیچ چیز به اندازة ازدواج مهم نیست. اگر این موضوع در جمع دوستانتان باشد هم باید آن جمع را ترک کنید. هیچ چیزنمی تواند جایگزین یک ازدواج موفق و طولانی باشد. هیچ وقت یک لذت زودگذر، ارزش خراب کردن لذت طولانی یک ازدواج موفق را ندارد.
۱۰ـ در خانه بمانید. مشاوران معتقدند شوهرانی که زمان طولانی خارج از خانه هستند، چه آنهایی که ساعات طولانی کار می کنند و چه آنهایی که بعد از کار با دوستانشان بیرون می روند بیشتر خیانت می کنند. اگر در این گروه قرار دارید سعی کنید کمی از کارتان را به خانه بیاورید و یا به جای بیرون رفتن با دوستانتان، با همسرتان و یا فرزندتان زمانی را خارج از خانه بگذرانید. بودن در کنار همسرتان می تواند احساس تعلق بیشتری به شما بدهد تا بیشتر به همسرتان فکر کنید و کمتر به حاشیه ها فکر کنید.
۱۱ـ در مورد آینده برنامه ریزی کنید. با همسرتان در مورد برنامه ها صحبت کنید و آنها را با شرایط جدید تطبیق دهید. البته باید حواستان باشد که فقط برنامه ریزی نکنید بلکه سعی کنید با هم تلاش کنید و برای رسیدن به برنامه هایتان از زندگی مشترک هم لذت ببرید. سعی کنید کارهای هیجان انگیز و جذابی را در برنامه های زندگی قرار بدهید. به دیدن مکان های دیدنی بروید. به مکان هایی که برای شما خاطره انگیز است و با همسرتان خاطره دارید نیز بروید. همدیگر را غافلگیر کنید و برای خوشحال کردن یکدیگر با چیزهای کوچک یا بزرگ هیجان ایجاد کنید.
زمانی که بچه دار شدید باید مطمئن شوید که همسرتان همچنان یکی از اولویت های اولتان باقی مانده است. عشقی که شما نسبت به کودکتان دارد ارتباطی با عشق نسبت به همسرتان ندارد. شما باید به عنوان الگوی کودک به او بیاموزید که یک زوج باید بی دریغ یکدیگر را دوست داشته باشند.
۱۲ـ با هم صحبت کنید. ممکن است شما یا همسرتان تصور کنید که اولویت زندگی نیستید و یا کنار گذاشته شده اید. در مورد این موضوعات با همسرتان صحبت کنید. بسیاری از مشکلات زناشویی به دلیل سکوت های طولانی در این موضوعات است و همین مسالة ساده جرقه ای است برای اینکه یکی از شما به سوی فرد دیگری کشیده شودو با او در مورد احساساتش صحبت می کند.
۱۳ـ هیچ وقت فراموش نکنید که شما بخاطر مجموعه ای از خوبی ها همسرتان را دوست دارید. اگر حس می کنید شخص دیگری در موردی از همسرتان بهتر است نباید به سمت او کشیده شوید زیرا همسر شما مجموعه ای از خوبی ها است و نباید او را تنها در یک جنبة خاص مثل پول، زیبایی، موقعیت اجتماعی و... مقایسه کنید. شما لحظات زیادی را با همسرتان گذرانده اید که تک تک آنها در یادتان هستند و چیزهایی را با هم تجربه کرده اید که باعث می شود تلاش کنید همسر وفاداری باقی بمانید.
۱۴ـ اگر همسرتان به شما مشکوک باشد، این موضوع می تواند تمام جنبه های زندگی را تحت تأثیر قرار دهد و زندگی را برای هر دو شما سخت کند بنابراین سعی کنید از کارها و موقعیت هایی که سو ظن او را تحریک می کند خودداری کنید.
۱۵ـ افشا شدن یک خیانت در گذشته، می تواند زندگیتان را برای همیشه تهدید کند و زخم های روحی عمیقی در همسرتان ایجاد کند و اعتماد را از همسرتان بگیرد. چه همسرتان شما را ببخشد یا نه، چه این خیانت بزرگ یا کوچک باشد و هر دلیلی که برایش بیاورید، از گناه شما و عقوبت آن نمی کاهد. حتی افشا نشدن آن نیز می تواند برایتان تبعات دردناکی داشته باشد، اگرعاشق همسرتان هستید و به او خیانت کنید حتی اگر این موضوع هیچ وقت فاش نشود، باید با عذاب وجدانی همیشگی در کنارهمسرتان زندگی کنید.
۱۶ـ یک رابطة سالم زناشویی نیاز به تلاش و از خود گذشتگی دارد. اگردر شروع زندگیتان از صمیم قلب به همسرتان قول داده اید که کنارش باشید و در همة جنبه های زندگیتان شریک زندگیش باشید، در طول زندگی باید به آن پایبند باشید. اختلافات جزیی رفتاری، فرهنگی و خانوادگی می تواند شما را کلافه کند اما باید این اختلافات را مدیریت کنید. بنابراین باید در مورد اختلاف نظری که ممکن است شما و همسرتان در مورد مفهوم وفاداری دارید نیز با هم صحبت کنید و سعی کنید به یک جمع بندی برسید و تلاش کنید نسبت به هم وفادار باشید. برای یک زوج مسن هیچ چیز زیبا تر از این احساس نیست که مدت طولانی را با هم و با وفاداری و عشق سپری کرده اند.